Rare star
یک اتوبوسی که بچه های کوچولو توش بودن که به سمت مدرسه میرفت یک کامیون جلوش بود و راه رو بسه بود
راننده : اه گنده اش بزنن
چند مرد با کت و شلوار مشکی اونجا بودن
راننده صداشون زد : ببخشید اهای این کامیون مال شماست ؟
یکی از اونا : چطور ؟
راننده پیاده شد وگفت : این کامیون رو بکشین اون ور دیگه ) با عصبانیت به سمتشون رفت
یکی از اونا اومد جلو گفت : عوضی رو باش نمیبینی داریم کار انجام میدیم نکنه تو نمیدونی ما کیم ؟
شروع کرد به زدن راننده پیر جلوی بچه ها
بونگ سون که از اونجا رد میشد دید
*اینجا چه خبره اف بازم گلدن کلفت ها
زنگ زد به پلیس
*ببخشید میخواستم ....
که یک مرد از اون کت و شلوار ها اومد و گوشیش رو پرت ک د او ور و شکست
* وای نه گوشیممممممم
رفت گوشیش رو برداشت و یه نگاه به اون مرده کرد
* اجوشی تو گوشیم شکستی باید خصارتشو بدی
اون مرد : شیبال عوضی اگه ندم چی و همین جوری میزد تو سر بونگ سون
بونگ سون داشت خودشو کنترل می کرد که یهو عصبانی شد اون مرد رو پرت کرد رو زمین و کم کم همه مرد های کت و شلوار اومدن
از اون ور بک هیون داشت میرفت سر کار که این صحنه رو دید و زنگ زد به پلیس وقتی دید بونگ سون داره همه رو له و لوارده میکنه پشماش ریخت بدبخت
بعد از نیم ساعت در ایستگاه پلیس
گوک دو : باز چیکار کردی بونگ سون ؟
بونگ سون هم مظلومانه به گوک دو نگاه کرد (گوک دو از قدرت بونگ سون خبر نداشت )
همه مرد هایی که بونگ سون زد له و لواردهکرده بود اون ور بودن و می گفتن اون مارو زد و داد میزند و حتی بچه ها هم میگفتن بونگ سون این کارو کرده
گوک دو : یعنی بونگ سون همه اون مرد هارو زده ؟
بچه ها : ارهه اره
بونگ سون داشت می گفت : نه بابا من اینکار نکردم از من مگه بر میاد
که یهو بک هیون اومد تو از بونگ سون دفاع کرد
& من بودم که به پلیس زنگ زدم من شاهدم که این مرد ها با خودشون دعوا کردن
بچه ها : نه نه کار اونی بود
بک هیون یک کتاب برداشت و رفت سمت بچه ها
& این رو بخونین
روش نوشته بود کار های عجیب
یکی از بچه ها : ککککک ا ت
& دیدی اونا هنوز نوشت و خوندن بلد نیست چه انتظاری داری
راننده : اه گنده اش بزنن
چند مرد با کت و شلوار مشکی اونجا بودن
راننده صداشون زد : ببخشید اهای این کامیون مال شماست ؟
یکی از اونا : چطور ؟
راننده پیاده شد وگفت : این کامیون رو بکشین اون ور دیگه ) با عصبانیت به سمتشون رفت
یکی از اونا اومد جلو گفت : عوضی رو باش نمیبینی داریم کار انجام میدیم نکنه تو نمیدونی ما کیم ؟
شروع کرد به زدن راننده پیر جلوی بچه ها
بونگ سون که از اونجا رد میشد دید
*اینجا چه خبره اف بازم گلدن کلفت ها
زنگ زد به پلیس
*ببخشید میخواستم ....
که یک مرد از اون کت و شلوار ها اومد و گوشیش رو پرت ک د او ور و شکست
* وای نه گوشیممممممم
رفت گوشیش رو برداشت و یه نگاه به اون مرده کرد
* اجوشی تو گوشیم شکستی باید خصارتشو بدی
اون مرد : شیبال عوضی اگه ندم چی و همین جوری میزد تو سر بونگ سون
بونگ سون داشت خودشو کنترل می کرد که یهو عصبانی شد اون مرد رو پرت کرد رو زمین و کم کم همه مرد های کت و شلوار اومدن
از اون ور بک هیون داشت میرفت سر کار که این صحنه رو دید و زنگ زد به پلیس وقتی دید بونگ سون داره همه رو له و لوارده میکنه پشماش ریخت بدبخت
بعد از نیم ساعت در ایستگاه پلیس
گوک دو : باز چیکار کردی بونگ سون ؟
بونگ سون هم مظلومانه به گوک دو نگاه کرد (گوک دو از قدرت بونگ سون خبر نداشت )
همه مرد هایی که بونگ سون زد له و لواردهکرده بود اون ور بودن و می گفتن اون مارو زد و داد میزند و حتی بچه ها هم میگفتن بونگ سون این کارو کرده
گوک دو : یعنی بونگ سون همه اون مرد هارو زده ؟
بچه ها : ارهه اره
بونگ سون داشت می گفت : نه بابا من اینکار نکردم از من مگه بر میاد
که یهو بک هیون اومد تو از بونگ سون دفاع کرد
& من بودم که به پلیس زنگ زدم من شاهدم که این مرد ها با خودشون دعوا کردن
بچه ها : نه نه کار اونی بود
بک هیون یک کتاب برداشت و رفت سمت بچه ها
& این رو بخونین
روش نوشته بود کار های عجیب
یکی از بچه ها : ککککک ا ت
& دیدی اونا هنوز نوشت و خوندن بلد نیست چه انتظاری داری
- ۸.۶k
- ۲۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط